كلمه فلسفه از دو جزء فیلیا/ philia به معنای دوستدار و سوفیا/sophia به معنای آگاهی از زبان یونانی باستان گرفته شده و با این تعبیر به معنای دوستداری دانش و فیلسوف دوستدار علم و آگاهی است.
پیشینیه فلسفه در یونان از عصر هومر (ادیب یونانی قرن نهم قبل از میلاد)، دوران خدایان، اسطوره، قهرمانان و ضدقهرمانان آغاز می شود. در آثار هومر قهرمانان با بحران روبرو بوده اند اما در چنین بحران هایی بعد از اینكه طوفانی عظیم صحنه را می گیرد، صحنه به خدایانی منتقل می شود كه در كوه المپ مشغول جدل هستند و شخصیت هایی مانند آشیل در صفحه شطرنجی به نام سرنوشت بازی می كنند.
در این زمانه كه حتی متفكران پیشاسقراطی از جمله تالس و فیثاغورث نیز میان جهان و انسان تفاوتی قائل نیستند و انسان و جهان را با اسطوره از هم جدا می كنند، اولین جرقه های فلسفه در ذهن سقراط، فیلسوف یونانی قرن پنجم پیش از میلاد زده می شود.
سقراط با شعار خودت را بشناس توجه را از جهان و حوادث آن به انسان بازگرداند. او كه خدایان آتن را به باد انتقاد گرفت سرنوشتی غیر از نوشیدن جام زهر به دستور نظام حاكم یونان آن دوران نیافت، اما شاگردانش چون افلاطون و ارسطو این مسیر را با مكتوب كردن آرای او و افزودن بر این آرا ادامه دادند. در حقیقت سقراط راهی را گشود كه همه فلاسفه از جمله فلاسفه ایرانی و اسلامی وامدار آن اند.
داستان فلسفه در ایران پیش از اسلام آغاز می شود؛ از آرای فلسفی زرتشت پیامبر ایران باستان در قرن ششم پیش از میلاد همین نكته بس كه وی كثرتی از ارواح نیك را كه نیاكان وی می پرستیدند به یك خدا به نام اهوارمزدا و تمام نیروهای قملروی بدی را به همان نحو در قالب اهریمن خواند. هر چند تقلای وی برای سازش میان یگانه پرستی دینی با دوگانه انگاری فلسفی ایرادی ذاتی دارد، تلاش او در این زمینه از توجه به این موضوع مهم حكایت می كند.
اساسا فلسفه از اولین روز پیدایش، به معنی عشق به دانایی و خرد و فرزانگی بوده و به علمی اطلاق می شد که در جستجوی دستیابی به حقایق جهان و عمل کردن به آنچه بهتر است،(یعنی زندگانی درست) بود.
فلسفه در آغاز حیات خود شامل تمام علوم بود و این ویژگی را قرن ها حفظ کرد؛ چنانکه یک فیلسوف را جامع همه دانش ها می دانستند. اما به تدریج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند.
در قدیم، این فلسفه که جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم بود:
فلسفه نظری به علم الهیات، ریاضیات و طیبعیات تقسیم می گشت که به ترتیب، علم اعلی(بالاتر)، علم اوسط(وسط) و علم اسفل(پایین تر) نامیده می شد.
فلسفه عملی نیز از سه قسمت تشکیل می شد:
اخلاق
تدبیر منزل
سیاست مدن(شهرها)(اصول حکومت کردن)
اخلاق در رابطه با تدبیر امور شخصی انسان بود.
تدبیر منزل در رابطه با تدبیر امور خانواده بود
و سیاست مدن یا همان حکومت داری به تدبیر امور مملکت ربط داشت.
فیثاغورس نخستین کسی بوده که خود را فیلسوف به پارسی میانه: فلسفه دان، نامیده و به جای اینکه خود را مردِ دانا (sophos) بنامد، خود را (دانایی) نامید؛ چراکه نهادن نام مردِ دانا بر خود را نشانه گستاخی میدانستهاست.
استاد فلسفه کسی است که به یک یا چند مکتب یا نظریه فلسفی به گونهای چیره باشد و در عین حالی که ممکن است کاملاً با آن مکتب یا نظریه مخالف باشد، بتواند آن را به بهترین شکل ممکن به دیگران بفهماند مانند آلن وود، راجر اسکروتن، استفان پالم کوئیست
مورّخ فلسفه کسی است که به تحلیل و نگارش نظریهها، مکتبها، جریانها و شخصیتهای فلسفی در طول تاریخ فلسفه میپردازد، مانند فردریک کاپلستون یا ویل دورانت.
بزرگترین فیلسوفان تاریخ: ارسطو (معلم اول) و افلاطون و سقراط. به آنها فیلسوفان سهگانه یونان نیز میگویند؛ هرچند در ایران لقبِ فارابی، معلم ثانی و میرداماد، معلّم ثالث است، شهرت افلاطون و سقراط در سطح جهانی بیش از فارابی و میرداماد است.
فلسفه ایرانی، به اندیشهها و سنتهای فلسفی ایرانی باستان برمیگردد که از اندیشههای باستانی هندوآریایی، آغاز میشود که بعدها همین اندیشهها تحت تأثیر دین زرتشتی، قرار گرفتند و مکتب زرتشت را تشکیل دادند. بر اساس دائرةالمعارف فلسفه آکسفورد تاریخ موضوع و دانش فلسفه به هندوآریاییهای ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد میرسد. این دائرةالمعارف، اضافه میکند که پس از آن، فلسفه زرتشتی از طریق یهودیت، وارد اندیشه غربی و نهایتاً افلاطونی میشود. اما هیچگاه، تأثیر فلسفه ایرانی، به اندازه تأثیر متقابلِ یونان بر ایران نمیشود. از جمله فلاسفه این دوره میتوان به استون و پالس پارسی و مانی و مزدک اشاره کرد. گروه دیگری از پژوهشگران، دیدگاه متفاوتی دارند و گمان میکنند که دادهها، به اندازهای نیست که وجود فلسفهای را در ایران باستان اثبات کند.
سرتاسر تاریخ ایران را به دلیل تغییرات قابل توجه سیاسی اجتماعی متأثر از حملات قوم عرب در سال ۶۵۱ میلادی و مغولها در سال ۱۲۲۱ میلادی پهنه فراخی از اندیشههای فلسفی پوشاندهاست. از ایران باستان و آموزههای زرتشتی تا مکاتب پروتستانیسم مانوی و مزدکی و زروانیه که پیش از اسلام ظهور کردند و البته متاخر تمام آنها فلسفه اسلامی که با آمدن اسلام تاکنون تأثیرگذارترین اندیشه فلسفی را از آن خود کردهاست.
بر اثر کنش و واکنشهای عقیدتی صدر اسلام میان عقاید فلسفی زرتشتی و مانوی و اسلام و یهودیت و فلسفه یونانی، فلسفه اسلام یا کلام ظهور کرد و از دورههای تسنن و تشیعی که ایران طی کردهاست فلسفه ایرانی اسلام شکل کنونی را بر خود گرفتهاست. مکتب اشراق و حکمت متعالیه به عنوان دو مکتب اساسی فلسفه ایرانی شناخته میشوند. از جمله مهمترین فلاسفه این دوره میتوان به ابن سینا، شهابالدین سهروردی، فخر رازی طبرستانی و ملاصدرا شیرازی اشاره کرد.